تبليغاتX
آمل
استفاده از مطالب و عکسهای این وبلاگ با ذکر منبع ، بلامانع است

درخت خرمالو

دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390




جهت تماشای عکس در اندازه ای بزرگتر، بر روی آن کلیک کنید.


نوشته شده توسط فرزند آمل در 14:22 |  لینک ثابت   • 




این روزهای من ...

چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390

سلام


چند وقتیه که در زمینه ی وبلاگ نویسی و قرار دادن عکسهایی از طبیعت زیبای آمل خیلی کم کار شدم

راستش بی دلیل نیست این اتفاق ، و دلیلش بر می گرده به حال و هوای این روزهای من ...

این روزهای من، بیشتر با موسیقی پر میشه. موسیقی اصیل ایرانی.

از خیلی سال قبل تر (حدود 9 سال قبل) موسیقی ایرانی برای من گمشده ای بود که پیداش کردم و یواش یواش به دغدغه ی اصلی زندگیم تبدیل شد. با علاقه و با جدیت به یادگیری موسیقی مشغول شدم و این یادگیری هنوز هم ادامه داره ... 

چند هفته ی قبل (ماه رمضان امسال) برای اولین بار با رادیو سراسری همکاری داشتم و چند آواز با حال و هوای مناجات ضبط کردم که از شبکه های مختلف رادیو پخش شد. از جمله : فرهنگ، نوا، معارف، و ...

این دل مشغولی قدیمی و البته شیرین برای من، باعث شده که چند وقتی (موقتاً) از فضای عکاسی دور باشم و نتونم خیلی براش وقت بگذارم. امیدوارم بتونم در آینده این کم کاری رو جبران کنم.

مرداد ماه امسال در استودیویی در آمل، آوازی رو ضبط کردم که تا حدودی تونستم فضای مورد علاقه ی خودم رو در اون پیاده کنم ، اما خالی از اشکال نیست. در ذیل این مطلب لینک دانلود اون رو قرار میدم و امیدوارم مورد پسند شما گرامیان قرار بگیره. شاد و سلامت باشید ...





پی نوشت:

تصویر بالا ، مربوط به اجرای بداهه سال 87 در سالن ارشاد آمل می باشد.

نوشته شده توسط فرزند آمل در 10:29 |  لینک ثابت   • 




آقای طاهایی! فراموش کردید که روزی بومهن فعلی دروازه آمل بوده است؟

دوشنبه سیزدهم تیر 1390

وبسایت "6 بهمن": یکی از کاربران عزیز سایت در واکنش به تعرضات اخیر استان های همجوار به حریم قانونی استان مازندران، نکاتی را خطاب به استاندار و مدیرکل صداو سیمای مازندران بیان کرده که با توجه به نثر شیوا و دغدغه مند این مخاطب، متن نامه ایشان در ادامه می آید:

جناب آقای طاهایی! استاندار محترم مازندران! با سلام
احتراما بدون مقدمه و گره زدن لغات و جملات آنچنانی و تعارفات صوری عرض می شود مدتی بود که عده ای از افراد از استان همجوار مازندران با لشگرکشی به راهدارخانه گدوک به ضرب و شتم کارکنان آن مجموعه پرداخته بودند.
اکنون نیز چند وقتی است که شاخ و شانه کشیدن برای تصرف منطقه پلور و بخش لاریجان به رسمی دائمی و مذموم توسط مسئولین پایتخت نشین تبدیل شده است. آیا حفظ و حراست از مرزهای جغرافیایی تعیین شده برای استان مازندران از وظایف و اختیارات دستگاه تحت امر جنابعالی نیست!؟
یادم می آید سالها پیش پلیس راه تهران، تا محدوده تونل تکاور (نزدیک به روستای آب اسک یعنی تقریبا قلب بخش لاریجان مازندران) را حریم خود تلقی کرده و نیروهایش را تا بدانجا گسیل می داشت اما بحمدلله پس از مدتی با پیگیری هایی که انجام شد این موضوع خاتمه یافت و پلیس راه تهران موظف به انجام وظیفه تا منطقه امامزاده هاشم (ع) شد و مدیریت ترافیکی هراز از آنجا تا شهرستان آمل به پلیس راه مازندران برگردانده شد که بحق اقدامی بسیار بجا در احقاق حق مازنی ها بود.
از این موضوع که بگذریم محیط زیست تهران نیز سالهاست تا محدوده امامزاده علی (نزدیکی امامزاده علی) جولان داده و خود را متولی این منطقه می داند! از تهران به سمت مازندران، وقتی به پلور می رسید تابلوی سد لار را در کنار مجسمه یک کوهنورد مشاهده می کنید که بر صدر این تابلو عبارت (آب منطقه ای تهران) درج شده است. اگر به ماهواره دسترسی داشته باشید(!) و شبکه استانی تهران را ببینید شاهد آن خواهید بود که هر از چندگاهی تصاویری از استان زیبای ما (مازندران) پخش می شود بدون اینکه نام استان ما حک شود فقط می خوانید (منطقه پلور، تهران)! توضیح در مورد جزئیات تصاویر، خارج از حوصله این نوشته است اما سد لار، قله دماوند، دشت لار و....همه و همه جزو تصاویر پخش شده از این شبکه استانی است البته این شاید خلاء صدا و سیمای استان ما نیز باشد که بهتر است گریزی هم به نقش صدا و سیمای خودمان هم بزنم.
بنده گرچه برای آقای حمیدی احترام قائلم اما تهیه کنندگان صدا و سیمای استان چرا باید دوربین هایشان را نهایتا تا چند شهر نزدیک به همان مرکز استان برده و در لاک رکود برنامه سازی و تولید فرو بروند.!
آیا با توجه به طولانی تر شدن زمان پخش شبکه طبرستان جای خالی تولید چنین برنامه هایی بیشتر احساس نمی شود؟ هم شما و هم ما خوب می دانیم که یکی از دلایل اصلی راه اندازی شبکه های استانی در هر استان، تهیه و تولید برنامه هایی با محتوای معرفی آثار و فرهنگ آن استان (یا همان تقویت خرده فرهنگ های ایران زمین) است. مگر فراموش کردید که روزی، بومهن فعلی دروازه آمل بوده است؟
آیا نمی دانید هنوز هم در ارتفاعات شمال تهران می توانید قباله ها و اسناد قدیمی را بیابید که بر بالای آن، عنوان (اداره ثبت اسناد و املاک آمل) ثبت شده است؟
آیا نمی توانید با دوربین سری به ارتفاعات تهران (اوشان فشم، دربند، لواسان و...) تا شمال شرقی تهران یعنی رودهن و بومهن و آبعلی بزنید تا ببینید علاوه بر شباهت سبک و سیاق معماری منازل و اماکن عمومی، گویش آنها نیز مازندرانی است و به زبان اصلی خود تکلم می کنند؟
آیا تولید برنامه هایی با این موضوعات، معرفی فرهنگ مازندران نیست؟ اگر می پندارید که تولید چنین برنامه هایی عبور از حریم و شرح وظایف شماست، پس چطور شبکه استانی تهران (با مدیریت آقای احمدی) بدون توجه به خط قرمزها و رعایت اخلاق رسانه ای این چنین در روز روشن به سرقت میراث طبیعی مازنی ها می پردازد؟
ما اصلا نمی خواهیم شما را در مقابل اشتباه دیگران وادار به مقابله به مثل کنیم اما همگان می دانند و هیچ شکی نیست که آن محدوده ها روزی حریم مازندران بوده اند و حق شماست که از ارتفاعات شمال تهران و فرهنگ مردم آن سامان برنامه تهیه کرده و در معرفی فرهنگ غنی این مرز و بوم تحرک بیشتری داشته باشید!
آقای حمیدی عزیز! آیا پخش طنز (برهان) و (کاکرون) و .... نتایج مثبت بیشتری خواهد داشت یا تولید برنامه هایی با مضمون شناخت محدوده های فرهنگ اصیل مازندران!؟ اینها پیشنهادهایی بود که بارها و بارها عنوان کرده بودیم اما امیدواریم اینبار نتیجه ای داشته باشد!
اما آقای طاهایی! چرا شما به اتفاق آقای تمدن (استاندار تهران) در یک نشست دوطرفه به این بحث ها و جدال ها فیصله نمی دهید؟ تا کی باید شاهد هنر نمایی (!) رقاصان تهرانی در جای جای جاده پر پیچ و خم هراز و ارتفاعات البرز (در محدوده جغرافیایی استان مازندران) به رنگ و لعاب ها و نامهای زیبایی چون اردوهای فرهنگی- تفریحی، همایش های کوهنوردی و عناوین دیگر باشیم؟
مگر حفاظت از سرحدات و رصد تحولات مرزی استان خارج از وظایف مجموعه تحت امر حضرتعالی است؟
جدیدترین خبر تجاوز به حریم استان که چند روزی است خبرش منتشر شده، شایعه اهدای کفالت شبه جزیره میانکاله به فرزند کوچک خودمان (یعنی استان جدا شده گلستان) است! چرا در برابر این تجاوزات سکوت کرده و در خوشبینانه ترین حالت، واکنش ضعیفی دارید!؟
چند وقت پیش واکنش تند حضرتعالی را نسبت به انتشار خبری از صدا و سیمای مرکز مازندران در مورد آقای مشایی خواندم که بلافاصله خواستار تصحیح آن خبر در همان بخش خبری شده بودید. ضمن آنکه معتقدم نباید بدون سند در مورد مسئولین محترم نظام قضاوت کرد اما این سوال به ذهن مخاطبین خطور می کند که آیا مشایی برایتان مهمتر است یا تعرض به آب و خاک این استان؟ مشایی و مشایی ها می آیند و می روند اما خاک این استان که فرهیختگانی علوی پرورانده است باید به هر قیمتی حفظ شود و با برخی ندانم کاریها به چنگ دیگران نیفتد.
جناب آقای استاندار!
نگذارید در این چند صباحی که بر سکان هدایت و مدیریت کلان استان مازندران تکیه زده اید از اطراف و اکناف دست به تعرض حریم جغرافیایی این استان زده و پایتخت نشین ها خاکش را به توبره ببرند.
ضمن تقدیر از اقدامات شما خواهشمندیم واکنش عملی، جدی و قاطعی به متعرضین نشان دهید تا مردم مازندران بیش از پیش به مدیریت شما دلگرم باشند.


منبع : +


نوشته شده توسط فرزند آمل در 0:33 |  لینک ثابت   • 




بهار هم گذشت ...

چهارشنبه یکم تیر 1390

فصل بهار امسال (سال 90) در حیاط منزل ما اینگونه بود ...



   


جهت تماشای عکسها در اندازه ای بزرگتر ، بر روی آنها کلیک کنید

نوشته شده توسط فرزند آمل در 17:43 |  لینک ثابت   • 




 
استفاده از مطالب و عکسهاي اين وبلاگ با ذکر منبع ، بلامانع است